جدال با مرگ وزندگی
برای نویسنده این وبلاگ دعا کنید !
نویسنده این وبلاگ برای بودن و نرفتن دست وپا میزند !
از تمامی دوستان میخوام دعا کنن آرزو به دل از این دنیا نره!!!
در حق همه بیماران دعا کنید...
انتظار
برای نویسنده این وبلاگ دعا کنید !
نویسنده این وبلاگ برای بودن و نرفتن دست وپا میزند !
از تمامی دوستان میخوام دعا کنن آرزو به دل از این دنیا نره!!!
در حق همه بیماران دعا کنید...
شاهد تنهایی ام باش
بین غمها تنها ناجی ام باش
پر پرواز من دیریست بسته
تو بگشا و در آزادیم باش
اسیر موجهای تند خشمم
تو آرام دل دریایی ام باش
دل خسته خریداری نداره
تو خواهان صفای ذاتی ام باش!
تموم خاطرات رو پیش خودم اروم اروم مرور میکنم تا مبادا دوباره بیدار شوند
خاطرات تلخ و اگه بی انصافی هم نکرده باشم کمی شیرین البته زودگذر !اما زور خاطرات تلخم به قدری زیاده که اقلیت رو با کوچکترین حرکتی از مدار ذهنم خارج میکند ... ای داد بیدار شدند !!!
مرورش هم دلم رو اشوب میکنه ...
ای کاش حرفهایی رو که هیچ وقت به زبون نیاورده بودم حداقل اینجا میتونستم بگم افسوس در خیالم هم نمیتونم جرات به خرج بدم ناگفته های دلم رو به اونایی که باید میگفتم بگم ! کار هایی رو که باید میکردم ونکردمو انجام بدم افسوس افسوس ...
میدونم روزی هم حسرت این روز رو میخورم ای رسم طبیعته کاریشم نمیشه کرد من هرگز توی زندگیم چیزی رو به زور نخواستم کسی رو به زور نخواستم ادم زیاده خواهی نبودم به مادیات چشم داشتی نداشتم اما این دنیای مادی منو در بند زندانش محصور کرد چه بندی که رهایی از ان دست من نیست تا زمانی که او اجابت کند مرا !
چیز زیادی ازش نخواستم خودشم میدونه !
بارالها
بارالها
داده و نداده ات رو شکر
که داده ات نعمت است و نداده ات حکمت ......... اما به چه قیمت ؟؟؟
اره حکمت به چه قیمت ؟ به قیمت عمر و جوونی از دست رفته !!!!! مگر ما چند سال زنده ایم ؟ مگر ما چندسال از این عمر کوتاه رو جوونیم ؟ چقدر صبر وتحمل ؟ هر چیزی به وقتش زیباست
پرنده تا وقتی جوونه و آواز سر میده عشق پر کشیدن از قفس رو داره و اینکه بره اون بالا بالاها اوج بگیره تا برسه به اعماق اسمون آرزوهاش ...
اما اگر انقدر توی قفس موند و موند و موند تا از تب تاب و حوصله و دوران پر جنب و جوش و شیرین جوونی افتاد اگه دیگه در قفس رو برای همیشه هم باز بذاری اون دیگه نمیره یعنی دیگه انگیزه های برای پرواز نداره !
قصه ما ادما هم همینه پرنده وقفس !!!
حوصله حتی خودمم ندارم چه برسد به همکاران
نمیدونم هر کسی رو می بینم انگار از من خیلی فاصله داره یا انگار این منم که از
همه فاصله دارم زندگی برام شده جهنم یه حصار یه زندان
از اینکه هر روز به زور لبخند تصنعی بزنم خودم رو خوشحال نشون بدم حالم از خودم بهم میخوره واقعا این روزا بدترین روزای عمرمه هی هر روز میگم اخرشه تموم میشه اما هر روز بدتر از دیروز
بدتر از همه اینکه به هیشکی هم نمیتونم حرف بزنم تا چیزی بگم زود انگ افسرده و مریض رو بهم میچسبونن
خدایا دیگه نفسهامم به زور بالا میاد ...
اگر ترس از مردنو نداشتم تا حالا هزار باره از این زندان تن خلاص شده بودم
کاش یکی پیدا میشد یه راهی جلوی پام میذاشت ...
زندگی من دورنمای خیلی زیبایی داره شاید خیلی ها حسرت زندگی منو بخورن اما من یه نقاب به صورت کشیدم نقابی که شاید هیشکی از پس اون حتی به ذهنش هم خطور نکنه من به کجا رسیدم خسته ام خیلی خستم
خیلی خدا رو صدا زدم اما انگار صدامو نمیشنوه یا دوست نداره بشنوه !
حالا میفهمم چرا دیگه تعجب نمیکنم وقتی میخونم فلان کس خودکشی کرد حتما برای خودکشی دلیل روشنی نمیخواد برای به ته خط رسیدن گناه و شر کردن نمیخواد خیلی ها بی گناه و پاک از این دنیا رفتن بدون اینکه دست از پا خطا کرده باشند فقط اینکه احساس میکردن به این رودخانه خروشان تعلق ندارند فقط به خاطر اینکه نتوستند خودشون رو همرنگ همه کنند فقط به این خاطر که بین باورها و عقایدشون با زندگیشون و فرهنگشون یه دنیا فاصله بود و همین باعث شد گوشه گیر و تنها بشن همین بازم خودکشی دلیل میخواد ؟ بازم برای به ته خط رسیدن دلیل میخواد...
ای کاش کمی دل و جرات داشتم ای کاش....!!!
افسوس و صد افسوس...
همیشه غصه اینده ام رو میخوردم
از هیچ کدوم از مراحل زندگیم لذتی نبردم چون همش به دور دستا فکر میکردم
مدرسه میرفتم فکر دانشگاه بودم
دانشگاه رفتم فکر ادامه تحصیلات عالیه بودم
فوق لیسانس میخوندم فکر کار بودم
سر کاری که ارزوشو داشتم رفتم بازم فکر میکردم
فکر ... فکر ... فکر ... ای خدا چرا تمومی نداره
حقیقتا هیچ کدوم از اینا منو شاد نکرد ...
چشم باز کرم دیدم دچار روزمرگی شدم و فقط در تلاشم تا روزها رو سپری کنم و غافل از اینکه بهترین روزهای عمرم یعنی جوونیم داره میره و من هیچ لذتی از هیچ چیزی نبردم ...!!! فقط افسوس روزهای از دست رفته برام موند هیچ چیزی بدتر از این نیست که دچار یکنواختی بی هدفی سر درگمی و اینکه حس کنی به هیچ کجا و هیچ کس تعلق نداری بشی
دوست نداشتم ناامید بشم اما شدم
دوست نداشتم به اینجا برسم اما رسیدم
یه ادم بی انگیزه خسته بی حوصله ...
دلم یه خواب طولانی میخواد طولانی و بی انتها
راستی اگه خدا برای ما مرگ را قرار نمیداد میخواستیم چیکار کنیم
بعضی اوقات ادم به جایی میرسه که حس میکنه با مرگ به ارامش ابدی میرسه و از این دنیا و همه دردسراش خلاص میشه
ای خدا دلگیرم ازت
ای زندگی سیرم ازت
ای زندگی میمیرمو عمرمو می گیرم ازت ...
منو هیچ یار و همدمی نیست
تنهایی تنها یار و یاورم شد
از چیزی که میترسیدم عاقبتم شد
شاید هیچ کسی تو زندگیم نیست شاید از تنهایی گله میکنم شاید به خدا شکایت میکنم اما با تمام تنهاییهام من عاشقم من معنی عشقو به تمام معنی درک کردم اما هیچ وقت تجربه نکردم معنی دوست داشتن و همیشه عاشق بودن و با تمام وجود حس کردم اما هیچ وقت تجربه نکردم من از تنهایی به جایی رسیدم که شاید کسی حس نکرده باشه
یک دنیا سوال بی جواب را باخود حمل میکند
از نگاهت چه چیز را میشود خواند؟
میگویند چشم ها دروغ نمی گویند
چرا چشمهایت حقیقت درون را می پوشانند؟
نمی دونم
اما...
ازبا توبودن برایم عادتی ساخته که هرگز بی تو بودن را باور ندارم...
اینم بمونه !!!
چه سخته احساست به بازی گرفته بشه
چه سخته معنی نگاه و حرکات کسی رو نفهمی
چه سخته به خاطر اون یه نفر که از دلش خبر نداری همه شانسهای زندگیتو از دست بدی و منتظرش بشینی
چه سخته وقتی چشم باز کنی ببینی عاشق کسی شدی که از دلش خبر نداری
خبر نداری که ایا اونم واقعا تو رو دوستت داره یا همه کاراش نگاهاش رفتاراش سر کاریه خیلی سخته انتظار کسی بشینی دل به کسی ببندی که سرانجامش نا معلومه ! نامفهومه!خدایا هیچ دلی رو الکی اسیر نکن ! اسیر کسی نکن که عاقبتش رو هیشکی جز خودت نمیدونه خدایا بدترین احساس عشق یک طرفه اس عشقی که تو رو نابود میکنه همه بختای زندگیتو ازت میگیره.
از پارسال تا امسال ...چه زود گذشت به یه چشم برهم زدن ومن هنوز منتظرم !!!
من به ارزوم بعد از تحصیلات عالیه رسیدم یه شغل مناسب خوب فکرکردم حالم خوب میشه از این دلتنگیها وبی حوصلگیها درمیام اما دریغ این حس پوچی هنوز باهامه این دلتنگیها وانتظار کشیدنها هنوز بامنه
انتظار...
چه کلمه سنگینی !!!
چه کلمه تلخی خدایا پس کی تموم میشه ؟
خدایا خسته شدم منو تنها نذار خدایا دارم میپوسم دل منم صبری داره صبر منم حدی داره
حد منم ظرفی داره نذار ظرف من بشکنه !